فیبریلاسیون دهلیزی (Atrial Fibrillation یا بهاختصار AFib) نوعی اختلال در ریتم ضربان قلب (آریتمی) است که در آن فعالیت الکتریکی دو حفرهٔ بالایی قلب، یعنی دهلیزها (Atria)، بهجای هماهنگ و منظم بودن، آشفته و بینظم میشود. نتیجهٔ این آشفتگی الکتریکی، انقباض سریع و نامنظم دهلیزها و در پی آن ضربان نامنظم و اغلب سریع قلب است. بر اساس منابع علمی، فیبریلاسیون دهلیزی شایعترین نوع آریتمی پایدار در بزرگسالان به شمار میرود.
فیبریلاسیون دهلیزی چیست و چگونه رخ میدهد؟
در قلب سالم، یک ضربانساز طبیعی به نام گره سینوسی-دهلیزی (Sinoatrial Node) سیگنالهای الکتریکی منظمی تولید میکند که باعث انقباض هماهنگ دهلیزها و سپس بطنها میشود. در فیبریلاسیون دهلیزی، بهجای این سیگنال منظم، امواج الکتریکی متعدد و آشفته در دهلیزها ایجاد میشود که بهجای انقباض مؤثر، باعث «لرزش» یا فیبریلاسیون بافت دهلیزی میگردد. این وضعیت در نوار قلب (Electrocardiogram یا ECG) بهصورت ریتمی «نامنظمِ نامنظم» (Irregularly Irregular) و فقدان امواج P مشخص دیده میشود.
انواع فیبریلاسیون دهلیزی
فیبریلاسیون دهلیزی بر اساس مدتزمان و الگوی بازگشت به ریتم طبیعی قلب به چند نوع تقسیم میشود:
این طبقهبندی به تیم درمان کمک میکند رویکرد مناسب را برای کنترل ضربان، کنترل ریتم و پیشگیری از عوارض انتخاب کند.
علائم فیبریلاسیون دهلیزی
شدت علائم فیبریلاسیون دهلیزی در افراد مختلف بسیار متفاوت است؛ برخی افراد هیچ علامتی احساس نمیکنند و بیماری بهطور اتفاقی در معاینه یا نوار قلب تشخیص داده میشود، در حالی که برخی دیگر علائم محسوسی دارند. شایعترین علائم عبارتاند از:
-
- تپش قلب یا احساس لرزش، پرش و تندی نامنظم ضربان قلب
- تنگی نفس
- خستگی و کاهش توان فعالیت بدنی
- سرگیجه یا احساس منگی
- درد یا فشار قفسهٔ سینه
- ضعف عمومی و در مواردی، غش (Syncope)
از آنجا که «تپش قلب» میتواند علل متعددی غیر از فیبریلاسیون دهلیزی نیز داشته باشد، برای آشنایی بیشتر با علل مختلف تپش قلب میتوانید به مقالهٔ اختصاصی «تپش قلب» در همین سایت مراجعه کنید. در هر صورت، تشخیص قطعی نوع آریتمی تنها با ارزیابی پزشک و نوار قلب امکانپذیر است.
مهمترین عارضه: افزایش خطر سکتهٔ مغزی
مهمترین و جدیترین نگرانی در فیبریلاسیون دهلیزی، افزایش خطر سکتهٔ مغزی (Stroke) است. وقتی دهلیزها بهجای انقباض منظم فقط میلرزند، خون بهطور کامل از آنها تخلیه نمیشود و امکان دارد در بخشی از دهلیز چپ به نام زائدهٔ دهلیزی چپ (Left Atrial Appendage) راکد بماند و لخته تشکیل شود. اگر بخشی از این لخته کنده شود و از طریق جریان خون به مغز برسد، میتواند عروق مغزی را مسدود کرده و سکتهٔ مغزی ایسکمیک ایجاد کند.
بر اساس گزارش مرکز کنترل و پیشگیری از بیماریهای آمریکا (CDC)، فیبریلاسیون دهلیزی با افزایش تقریباً پنجبرابری خطر سکتهٔ مغزی ایسکمیک همراه است و حدود یک از هر هفت سکتهٔ مغزی ناشی از این آریتمی رخ میدهد. سکتههای مغزی مرتبط با فیبریلاسیون دهلیزی نیز معمولاً شدیدتر از سکتههای ناشی از سایر علل هستند.
عوامل خطر فیبریلاسیون دهلیزی
عوامل متعددی میتوانند احتمال بروز فیبریلاسیون دهلیزی را افزایش دهند، از جمله:
- افزایش سن، بهویژه سنین بالای ۶۵ سال
- فشار خون بالا (Hypertension)
- بیماریهای ساختاری قلب مانند بیماری عروق کرونر، نارسایی قلبی و بیماری دریچهای قلب
- پرکاری تیروئید (Hyperthyroidism)
- مصرف زیاد الکل
- آپنهٔ انسدادی خواب (Obstructive Sleep Apnea)
- چاقی و کمتحرکی
- دیابت و بیماری مزمن کلیوی
- سابقهٔ خانوادگی و برخی زمینههای ژنتیکی
تشخیص فیبریلاسیون دهلیزی
روش اصلی تشخیص فیبریلاسیون دهلیزی، نوار قلب (ECG/EKG) است که ریتم نامنظمِ نامنظم و نبود امواج P مشخص را نشان میدهد. در مواردی که علائم متناوب هستند و در زمان مراجعه به پزشک نوار قلب طبیعی است، ممکن است از دستگاههای پایش طولانیمدت مانند هولتر مانیتور (Holter Monitor) یا مانیتورهای رویدادنگار قلبی استفاده شود. بررسیهای تکمیلی مانند اکوکاردیوگرافی (Echocardiography) برای ارزیابی ساختار و عملکرد قلب، و آزمایشهای خون (از جمله عملکرد تیروئید) برای یافتن علل زمینهای نیز معمولاً درخواست میشوند.
اصول درمان فیبریلاسیون دهلیزی
درمان فیبریلاسیون دهلیزی معمولاً بر سه محور اصلی استوار است: کنترل ضربان قلب، کنترل ریتم قلب، و پیشگیری از سکتهٔ مغزی. انتخاب رویکرد درمانی به نوع فیبریلاسیون دهلیزی، علائم بیمار، بیماریهای زمینهای و خطر سکتهٔ مغزی بستگی دارد و باید توسط پزشک متخصص قلب تعیین شود.
کنترل ضربان قلب (Rate Control)
در این رویکرد، هدف کاهش سرعت ضربان قلب به محدودهٔ ایمنتر است، معمولاً با گروههایی از داروها مانند بتابلوکرها (Beta-blockers) یا مسدودکنندههای کانال کلسیم (Calcium Channel Blockers)، بدون آنکه لزوماً ریتم قلب به حالت کاملاً طبیعی بازگردد.
کنترل ریتم قلب (Rhythm Control)
هدف این رویکرد بازگرداندن و حفظ ریتم طبیعی قلب (ریتم سینوسی) است. این کار میتواند با داروهای ضدآریتمی، کاردیوورژن الکتریکی (Electrical Cardioversion)، یا در موارد مناسب با روشهای مداخلهای مانند آبلیشن کاتتری (Catheter Ablation) و ایزولاسیون وریدهای ریوی (Pulmonary Vein Isolation) انجام شود.
پیشگیری از سکتهٔ مغزی با داروهای ضدانعقاد
از آنجا که مهمترین خطر فیبریلاسیون دهلیزی، تشکیل لخته و سکتهٔ مغزی است، در بسیاری از بیماران داروهای ضدانعقاد (Anticoagulants) برای کاهش خطر تشکیل لخته تجویز میشود. پزشکان برای تصمیمگیری دربارهٔ نیاز به این داروها معمولاً از ابزارهای امتیازدهی بالینی مانند سیستم CHA2DS2-VASc برای برآورد خطر سکتهٔ مغزی هر بیمار استفاده میکنند. طبق منابع علمی، درمان ضدانعقادی مناسب میتواند بخش قابلتوجهی (تا حدود ۶۰ درصد) از سکتههای مغزی مرتبط با فیبریلاسیون دهلیزی را پیشگیری کند. در برخی بیماران که استفاده از داروهای ضدانعقاد ممکن نیست، روشهای مداخلهای مانند بستن زائدهٔ دهلیزی چپ (Left Atrial Appendage Closure) نیز میتواند مورد بررسی قرار گیرد.
نکتهٔ مهم: نوع، دوز و مدت مصرف هرگونه داروی ضدانعقاد یا ضدآریتمی باید صرفاً توسط پزشک معالج و بر اساس شرایط فردی هر بیمار تعیین شود؛ خوددرمانی یا قطع خودسرانهٔ این داروها میتواند خطرناک باشد.

چه زمانی باید به پزشک مراجعه کرد؟
در صورت تجربهٔ تپش قلب مکرر یا ناگهانی، تنگی نفس، درد قفسهٔ سینه، سرگیجهٔ شدید یا غش، لازم است در اسرع وقت به پزشک مراجعه شود. افرادی که عوامل خطر فیبریلاسیون دهلیزی مانند فشار خون بالا، بیماری قلبی یا آپنهٔ خواب دارند نیز باید بهطور منظم تحت پیگیری پزشکی باشند.
این مطلب صرفاً جنبهٔ اطلاعرسانی دارد و جایگزین مشاورهٔ پزشک نیست.
